۰ کیچ چیست؟ kitsch

به نقل از رادیو زمانه 

فایل صوتی 

فقط در عرصه‌ی هنر نیست که با مفهومی به نام کیچ مواجه‌ایم. کیچ در تمام عرصه‌های زندگی‌ حضوری غیرقابل انکار دارد و می‌توان آن را در سیاست، مد ِ آرایش و لباس، سنت و حتا رفتار و دیدگاه آدم‌ها نسبت به زندگی نیزکشف کرد یا به شکل گل‌های مصنوعی، فیلم «تایتانیک» و رمان «بامدادخمار» دید. اما کیچ واقعن چیست؟ متن زیر تلاشی است در جهت روشن کردن برخی از جنبه‌های این پدیده.

ادامه‌ي مطلب…

۸ کوئلو در کنسرت ِ برلین ِ داریوش

سه یا چهار سال پیش بود.آن وقت‌ها که هنوز در آن شهر بد، برلین زندگی می‌کردم. دوستی، اسم‌اش را می‌گذاریم بابک، خبرداد که دارد از ایران می‌آید و با پائولو کوئلو قرار دارد.
آمد. با هم رفتیم فرودگاه دنبال آقای کوئلو و رساندیم‌اش هتل.آمده بود برای معرفی ترجمه‌ی آلمانی ِ کتاب تازه‌اش، یادم نیست کدام‌اش. ما را به نوشیدنی در لابی شیک و درجه یک هتل‌اش دعوت کرد. پذیرفتیم.حرف زدیم. من گفتم: «دختر من و دوست‌اش کارهای شما را دوست دارند و مایلند شرفیاب بشوند.» طفلک بدون هیچ نازونوزی پذیرفت. حتا گفت: «اگر دوست داری همین الان زنگ بزن، اگر می‌توانند، بیایند.» فروغ  ِ بیست و سه چهار ساله و لوییزه سر از پا نمی‌شناختند. فروغ بعد تعریف کرد، کوئلو در روز امضای کتاب در کتاب فروشی، حسابی تحویل‌شان گرفته.
باری در این میانه معلوم شد که راننده‌ی بی‌چاره‌ای که هتل فرستاده بود، فرودگاه دنبال حضرت کوئلو، یک ساعت منتظر مانده بود. خبر نداشت که ما از او زرنگ‌تر بودیم.

ادامه‌ي مطلب…

۴ سقراط زخمی Bertolt Brecht

 سوغاتی ِ دوم ِ من از نمایش‌گاه کتاب فرانکفورت «سقراط زخمی» است که برتولت برشت نوشت، من ترجمه کردم و انتشارات حوض نقره چند روزی است منتشراش کرده.
بخشی از این کتاب را می‌توانید این‌جا بخوانید.

ادامه‌ي مطلب…

۰ سوغاتی

این اولین سوغاتی من برای شما از نمایش‌گاه کتاب فرانکفورت است.
کارهایی از  علی‌رضا درویش، هنرمند ایرانی ِ ساکن کلن، در نمایش‌گاه کتاب عرضه شده‌اند. سری به سایت‌اش بزنید: وصف‌العیش، نصف‌العیش.

۱ از دفتر «رویاها و کابوس‌ها»

یک کابوس از دقیقن شش سال پیش:
داشتم مردی را با تاكسی زیرمی‌كردم، احتمالن شبیه خودم بود. ترمز وحشت‌ناكی كردم و با صدای ترمز از خواب پریدم.

۴ دو کتاب، دو نقل قول، دو برداشت و یک پانوشت

یک: از “گفتگوی ناصر حریری با نجف دریابندری”، دریابندری پس از استدلال‌های قوی:«…ما از روز اول به واسطه‌ی کیچ با هنر اروپایی آشنا شدیم.» نتیجه: آثار پسامدرن ِ وطنی.

دو: رویای نوشتن، با ترجمه‌ی عالی ِ مژده دقیقی، انتشارات ِ موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب، چاپ دوم ۱۳۸۴، تیراژ؟ نپرس! هفت‌صدتا. از این یکی خودتان نتیجه‌گیری بکنید.

پانوشت: و اما پیام گیر. تشکر بسیار از تک تک دوستانی که وقت گذاشتند و راهنمایی کردند. تا این‌جا معلوم شده، برای نوشتن و یا خواندن پیام‌ها یا باید از فایرفاکس استفاده کرد و یا روی کلمه‌ی «پژواک» راست کلیک کرد و بعد گزینه‌ی «بازکردن در صفحه‌ی جدید» را انتخاب کرد.
راستی بلاگ رینگ طبق معمول خراب است؟

۹ کمک

نمی‌دانم چه یا چه‌طور شده که ازچهار پنج روز گذشته  نمی‌توانم پیام‌گیر این‌جا را باز کنم. طبق معمول دست به دامن میرزا پیکوفسکی شدم. او هم چنان که در طول یک سال و نیمی که از شروع کار ِ «مرز آبی» می‌گذرد، همیشه با مهربانی وقت گذاشته و بی‌دریغ کمک‌ام کرده است، گفت از کانادا می‌تواند پیام بگذارد. فکر کردیم ممكن است اشکال از سرور باشد. چند روز صبرکردیم، اما در هنوز بر همان پاشنه می‌چرخد. راست‌اش دیگر خجالت می‌کشم مزاحم این مسافر تازه از راه رسیده بشوم.

لطف کنید و برایم در ایمیلی بنویسید آیا شما از جاهای دیگر هم می‌توانید پیام‌گیر را باز کنید؟
اگر کسی بتواند کمکم کند، از همین الان مرهون محبت‌اش هستم.

۰ روحت شاد دایی جان ناپلئون

«سفرنامه‌ها یا بوسیله خارجیانی که به کشور ما آمده‌اند نوشته شده است…(این گروه) سیاستمداران، جاسوسان و مامورین کشورهای استعماگر (در راس آنها انگلستان) و تجار و سوداگران بوده‌اند که اغلب به دربار شاهان راه می‌یافتند و درباره خوی و منش شاهان، چاپلوسی درباریان و اوضاع حرمسرای سلاطین، و نیز آداب و رسوم مردم عادی و شیوه زندگی تمام طبقات اجتماعی مطالعه می‌کردند. بدیهی است جزئیات این مطالعات را به اطلاع دولتهای مطبوع خود می‌رساندند و براساس این آگاهی مامورین کارکشته وازرتخانه‌های مستعمرات پس از بررسیهای دقیق و جامع برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت طرح می‌کردند؛ در نتیجه، آن آداب و رسومی که در کشور ما نشان انسانیت و اصالت داشت و حافظ موجودیت ما و مانع اجرای مقاصد پلید استعمارگران می‌توانست باشد به لطایف الحیل مضمحل می‌ساختند ولی رفتارها و منشهای ناهنجار و دور از انسانیت را تشدید می‌کردند و احیانا مفاسدی نیز بر آن می‌افزدوند… دیدیم آوردند آن بلایی را سر ایران و ایرانی آوردند که بر همگان عیان است و نه حاجت به بیان…» از مقدمه‌ی علی دهباشی بر سفرنامه‌ی حاج سیاح به فرنگ.

زیاده عرضی نیست.

۳ در ستایش عشق

عشق زاده‌ی آب است و موسیقی. برادر آزادی‌ست، خواهر مهربانی. دوست روشنایی‌ست. همسایه‌ی خنده است عشق.  کمی مثل ِ دل ِ شاد است، قدری شبیه به سلامت ِ جان.
عشق مثل حمام کردن در شیر و عسل است.  ناجی ِ آدمی‌ست.

نه، عشق مثل هیچ چیز نیست، هیچ چیز مثل عشق نیست، عشق بی‌مثال است، مثل شعر و خدا.

۰ درس اخلاق برای توده ها

به نقل از رادیو زمانه
به گزارش خبرگزاری‌ها رمان تازه‌ی خالد حسینی، «هزاران خورشید تابان» توسط پنج مترجم متفاوت به فارسی ترجمه شده و به زودی انتشار می‌یابد. گئورگ دیتس، منتقد ادبی روزنامه‌ی آلمانی «دی تسایت» به مناسبت انتشار ترجمه‌ی آلمانی ِ کتاب گفتگویی تلفنی با خالد حسینی انجام داده و کتاب را نقد کرده است. ترجمه‌ی فارسی مقاله را می‌خوانید.
ناصر غیاثی

خالد حسینی نویسنده‌ای است برای قرن بیست و یکم. او یک پزشک ِ افغانی ِ تبعیدی است و به سفارش سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به دارفور سفر می‌کند. در سن خوزه‌ی کالیفرنیا با همسر افغانی‌اش زندگی‌ می‌کند، هفته‌ای چهار تا پنج‌بار پدر، پسرعموها و پسر دایی‌ها و بستگان دیگرش را می‌بیند و از طریق ماهواره از اخبار وطن باخبر می‌شود. او کتابی نوشته که داستان ِ دوستی دو پسر را در افغانستان روایت می‌کند، کتابی که هفت ملیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده و به تازگی فیلمی از روی آن ساخته شده است. یک کتاب دیگر هم نوشته که داستان ِ دوستی ِ دو زن در افغانستان را روایت می‌کند، کتابی که بلافاصله در صدر لیست ِ کتاب‌های پرفروش ِ آمریکا قرارگرفته و به تازگی حقوق ساختن فیلم‌اش فروخته شد. او محجوب و دوست‌داشتنی، پیام‌آور و در عین حال خود ِ پیام است. او دو استعداده‌ای است با دو بیوگرافی در زمانه‌ای دوگانه. و اخلاق‌اش در کتاب‌فروشی‌ ِ فرودگاه‌ها خیلی خوب به فروش می‌رود؛ مثلا رمان تازه‌اش هزاران خورشید تابان که حالا به آلمانی هم منتشر شده، برای پرواز مسیر ِ برلین – نیویورک مناسب است.

ادامه‌ي مطلب…