۴ تمام جهنم

یادم نیست کجا خواندم یا شنیدم که روزگاری وقتی کلیسا اعلام کرد، بهشت می‌فروشد، مردم دار و ندار می‌فروختند تا گوشه‌ای در بهشت دست‌وپاکنند.

فرزانه پس از آن که دید هیچ گوشی بده‌کار ِ یاوه یاوه گفتن‌های او نیست، رفت پیش اربابان کلیسا و کل جهنم را خرید. بعد از آن به میدان شهر آمد و فریاد کشید: مردم! دیگر بهشت نخرید که تمام جهنم مال من است و نمی‌گذارم هیچ احدالناسی داخل‌اش بشود.

۲ جدال با مدعی

یکی ایمیل فرستاده که چرچیل سیاستمدار انگلیسی و برندۀ جایزۀ نوبل روزی به ملکۀ انگلیس گفت خیا‌لتان راحت تا زمانی که اسلام در خاورمیانه است،. به استعمار هیچ ضرری نمیرسد.

براش نوشتم: اول این که چرچیل سیاست‌مدار نبود و صاحب کارخانه‌ی سیگارسازی وینستون بود. دوم این که جایزه‌ی نوبل نگرفته بود و جایزهی مرغ طلایی گرفته بود. سوم روز نبود و شب سر میز شام بود. چهارم چرچیل پیش ملکه نبود و پیش وزیر دخانیات بود. پنجم گفته بود تا زمانی که در خاورمیانه قلیان هست، به کارخانه‌ی ما ضرری نمیرسد و سرانجام ششم این که تو آن‌جا نبودی، من بودم. زیر میز قایم شده بودم که اینها را شنیدم و برات تعریف کردم. حالا دهن لقی‌ات بخورد توی سرت، چرا نیم‌فاصله را رعایت نمی‌کنی مردک؟