۰ خیال‌ورزی (۱)

روزی را تصور کن که شخصیت‌های یک نویسنده سورپرایزش کنند و براش جشن تولد بگیرند. شراب و شیرینی بخورند و بگویند: مرحبا! چقدر عالی پروراندی‌مان.
یا آن روزی را تصور کن که شخصیت‌های یک نویسنده شورش خونینی علیه‌اش به پا کنند که ما را درنیاوری، نساختی‌مان. چه قیامتی بشود آن روز.

تو اما فقط تصور کن، حتا اگر تصورکردن‌اش سخته.

۰ گزارش کتاب‌خوانی

چند وقت پیش ترجمه‌ی آلمانی «دنیای سوفی» را خواندم. کم پیش نیامد بگویم، حیف! این‌جاش حتمن سانسور شده. بعد با چه مشقتی «زندگی‌نامه‌ی نیما یوشیج» را تمام کردم، نوشته‌ی مصطفی اسلامیه. می‌نویسم چرا با مشثت. آخرین کتابی که تمام کردم «جهان زندگان» بود، رمان تازه‌ی محمد محمدعلی. گرفت مرا حسابی. دارم می‌نویسم چرا.

حالا رسیده‌ام به اواسط ِ «خانه‌ام ابری است» از دکتر تقی پورنامداریان. چندین سال پیش مقاله‌ای از او خوانده بودم در مور شاملو. یادم نیست کجا اما یادم هست، به خودم گفته بودم این نام یادت باشد. (البته گذشته از قلم و دانش کم‌بدیل‌ ایشان اسم‌شان هم جوری هست که حتا در ذهن آدم کم حافظه‌ای مثل من هم می‌ماند.) حالا می‌بینم، حق داشتم. کتاب درجه یکی است در شناخت نیما و شعر و عصراش.

این وسط مسط هم گاهی که از معقولات خسته می‌شوم، می‌روم از سر تفنن یک داستان از ترجمه‌ی آلمانی ِ «مرگ و زندگی در هتل عمو سام» اثر بوکوفسکی الکلی ِ دیوانه را می‌خوانم.

۰ گفت‌وگو با خدا

–         گفتم، خدایا حالا چکار کنم؟

–         خُب، بعد خدا چی گفت؟

–         هیچی. مثل همیشه سکوت کرد.

۱

ده سال گذشت (+)

۱

پتر بیکسل
فارسی: ناصر غیاثی

خاطره

از پشت آب‌جویی که مدت‌ها پشت‌اش نشسته بود، بلند شد و گفت: «ناتالی؛ زنی که عاشق‌اش بودم، اسم‌اش ناتالی بود.»