۰ چه خبر؟

ترجمه‌ی یک رمان طنز با عنوان “ارتش تک نفره” اثر موآسیر اسکلیر نویسنده‌ی “پلنگ‌های کافکا” را تحویل نشرنو داده‌ام که مدتی‌ست مشغول رفت‌وآمد به ارشاد است. ترجمه‌ی “خاطراتی چند از کافکا/از دبستان تا گورستان” را نشرنو تازه فرستاده ارشاد که مطمئنم دست‌نخورده برمی‌گردد، چون چیزی برای دستکاری ندارد.

در کنار کارکردن روی یک مجموعه داستان کوتاه، شروع کرده‌ام به ترجمه‌ی یک رمان مدرن از یک نویسنده‌ی سویسی.

“سرخ و سیاه” استاندال حوصله‌ام را سر برده بود. جلد سوم بیوگرافی کافکا اثر سترگ راینر شتاخ را دست گرفته‌ام.

“شیبابو” بچه گربه‌ی بیماری که مادرش او را گذاشته و رفته بود، تیمار کردم و وقتی آب و گل درآمد، بردمش توی بلوار انزلی – بهشت گربه‌های این اطراف – ول کردم. یک توله سگ آورده‌ام و به یاد و به عشق شیبابو اسم این را هم گذاشته‌ام شیبابو.

خانه عوض کرده‌ام و دو کیلومتری به مرداب انزلی نزدیک‌تر شده‌ام.

بله، زندگی هم‌چنان ادامه دارد خوشبختانه، با همه‌ی افت و خیزهایش.

شما چه خبر؟