? مرز آبی |  نقد و بررسی تاکسی نوشت – سید مصطفی رضيئي

در جشن کتاب : سید مصطفی رضیئی نویسنده ی وبلاگ ِ سودارو
 

در ايران بيش از صد سال و در غرب بيش از دويست است كه يك اصلي در ميان مردمان ادبيات با جديت دنبال مي شود: به سمت سادگي پيش برو. زبان ساده و ساده تر مي شود و اصل ها و قاعده ها و سنت ها و پيچيدگي ها كمتر و كمتر مي شوند. 
 تاكسي نوشت از اين اصل پيروي مي كند: زبان ساده، واقعا ساده و داستان هاي بدون پيچيدگي. راوي در آلمان تاكسي دارد و بيشتر شب ها كار مي كند و در خيابان مي گردد و مسافري جالب به تور اش مي خورد، داستانش را براي ما تعريف مي كند. 
 كتاب در حقيقت برش هاي زمان زندگي در يك تاكسي است. هر داستان با حجمي از يك پاراگراف تا دو يا سه صفحه، در حقيقت فقط يك برش از چند لحظه است. شخصيتي مي آيد و مي آيد و در كل تاكسي و راننده – در دو داستان آخري در ايران، راوي مسافر است – تكرار مي شوند. هر فرد كه مي آيد لايه اي بر كتاب افزوده مي شود: كتاب سعي در آفرينش نگاهي بي طرف نسبت به زندگي در جامعه ي ِ اصول و قواعد آلماني با مهاجران از همه ي دنيا دارد. نگاهي كه كتاب را زيبا مي كند، مخصوصا براي خواننده اي ايراني كه مي تواند زندگي مردمان فارسي زبان را در آنسوي آب ها به تماشا بنشيند. 
 ناصر غياثي نويسنده، وبلاگ نويس و مترجم ايراني است كه هم اكنون در آلمان زندگي مي كند. دوري مكاني باعث شد كه مشكلاتي در زمان چاپ كتاب پيش بيايد: ظاهرا مشكل اصلي در اين است كه نويسنده نام كتاب را تاكسي نوشت مي داند، ولي ناشر تاكسي نوشت ها. و كتاب در روي جلد با نام تاكسي نوشت ها مي آيد و در پشت جلد نام تاكسي نوشت را در جمله ي آقاي غياثي مي توانيم بخوانيم.
كتاب را بيشتر به خاطر آرامش بخش بودنش خواندني مي دانم و سادگي اش. كتاب آرام است و سريع خوانده مي شود. براي آدم هايي كه زندگي ابر شهر ها را هر روز تجربه مي كنند، مي تواند لبخند آفرين هم باشد: كتاب تصوير هاي زندگي اي است كه هر روز شاهد آن هستيم و آن را چقدر راحت ناديده مي گيريم.

سيد مصطفي رضيئي (سودارو.)

 پشت جلد ِ كتاب:
ناصر غياثي علاوه بر آن كه از اصول حرفه اي داستان نويسي پيروي مي كند، آثارش راحت خوان است و درك و لذت بردن از آن چندان دشوار نيست.
روزنامه ي شرق ۱۰/۳/۱۳۸۳
 ناصر غياثي، نويسنده و مترجم ايراني، در شهر كوچكي نزديك رشت، به اسم خُمام به دنيا آمده و بيش از نيمي از زندگي خود را در آلمان گذارنده است. تاكسي نوشت ها آميزه ي خيال و واقعيت نويسنده است. او در مقاله اي مي نويسد: “اگر توانسته باشم در داستان هاي اين كتاب، ضمن سرگرم كردن و برانگيختن حس كنجكاوي خواننده و بعد ارضاي آن، برخي از ويژگي هاي فرهنگي آلماني ها و خارجي هاي مقيم آلمان و هم زيستي يا تقابل آن را نشان بدهم، به مقصودم از نوشتن تاكسي نوشت دست يافته ام.”
اين كتاب حاصل حوادثي است كه مي تواند براي يك راننده ي تاكسي خارجي با مسافران آلماني يا خارجي اش، در شهري مثل برلين اتفاق افتاده باشد. نويسنده به اين حوادث شكل ادبي داده و آن ها را به عنوان داستان در وب سايتش به خواننده هاي ايراني اش عرضه كرده بود كه اينك در اين كتاب گردآوري شده است. تاكسي نوشت ها كه يكي از آثار داستاني ادبيات مهاجرت است، مجموعه داستاني است از كليتي به هم پيوسته از وقايعي كه ميان يك راننده ي تاكسي و مسافرانش اتفاق مي افتد. اين مسافران، علاوه بر آلماني ها، از ديگر نقاط دنيا نيز هستند؛ از ايران تا آمريكاي جنوبي. در اين كتاب نويسنده با برشي كه از ظاهر يا حرف هاي مسافر به خواننده مي دهد، مي كوشد اين امكان را براي خواننده فراهم كند تا او به درون شخصيت ها نقب بزند.