? مرز آبی |  نقد و بررسی «تاکسی نوشت» – بسیج دانشجویی

در دفتر هنر و ادبیات بسیج دانشجویی  

 
در نشست نقد داستان کوتاه در سازمان بسیج دانشجویی مطرح شد ؛
” تاکسی نوشت ها ” انعکاس لحظه های غربت نویسنده است

داستان کوتاه “درآمد “و “مسافر نوشت یک ” از مجموعه داستان ” تاکسی نوشت ها ” اثر ناصر غیاثی در دفتر هنر و ادبیات داستانی سازمان بسیج دانشجویی نقد و بررسی شد .
به گزارش خبرنگار مهر ، در این نشست ادبی که روز دوشنبه هفدهم مهرماه ۸۵ برگزار شد ،  ابتدا یکی از حاضران در جلسه ، داستانهای یادشده را برای حاضران قرائت کرد .
داستان ” درآمد ” ، حکایت زندگی شبانه یک ایرانی درشهر برلین آلمان است . او نویسنده ومترجمی است که نیمی از اوقات خود را به شغل رانندگی تاکسی می گذراند . در یک شب سرد و بارانی ، پیرمرد سپیدمویی را سوار می کند ، پیرمرد سر صحبت را با راننده که نویسنده همین کتاب است باز می کند . از او درباره شغل و مطالعاتش می پرسد .هنگام پیاده شدن علاوه بر کرایه، کتاب به راننده هدیه می دهد که در صفحه اول آن برای راننده نوشته است : برای نویسنده ، مترجم و راننده تاکسی ، همکار و هموطنم .
در داستان ” مسافرنوشت یک ” نیز همین راننده به ایران باز گشته و به شهر خود در رشت رفته است . روزی برای سفری از رشت به حسام از آژانس نزدیک منزلش ، خودرویی می خواهد . خودرو پیکانی کهنه و زهوار در رفته است و راننده اش پیرمرید که مرد مسافر ابتدا او را نمی شناسد ، اما پیرمرد که از دوستان قدیمی و هم شاگردی مرد است او را می شناسد . آنها در طول راه گفتگویی صمیمانه را آغاز می کنند و با مهر و لبخند و در حالیکه پیر مرد نمی خواهد کرایه بگیرد از یکدیگر جدا می شوند .
در آغاز این نشست نقد و بررسی ، سهیلا عبد الحسینی در مورد انتخاب این دو داستان کوتاه گفت : داستانهای این مجموعه در واقع خاطره نوشت هایی از نویسنده – ناصر غیاثی – است . او بیست سال از عمر خود را در آلمان گذرانده و ناچار برای گذراندن زندگی و برای آنکه بتواند به مطالعاتش برسد به شغل تاکسیرانی روی آورده است .
مقایسه دو داستان درآمد که ماجرای آن در فضای غربت زده غرب رخ می دهد و مسافر نوشت یک ، که خاطره ای در ایران است ، نکات جالبی از تقابل دو فرهنگ و شرایط زیستی ایرانیان مقیم کشورهای خارجی را به مخاطب می آموزد .
وی تاکسی نوشت ها را از اساس خاطره – داستان خواند و یاد آور شد : این نوع خاطره ها که با لایه داستانی پوشش داده می شوند ، به دلیل صداقت مضمون و روانی لحن می توانند داستان هایی دلچسب باشند که این مجموعه از همین گروه می باشد .
نادره عزیزی نیک درباره طرح داستان گفت : طرح این داستانها با وجود سادگی قابل توجه و تاثیربرانگیز هستند . کاملا روشن است که داستانها دارای اوج و فرود و کشمکش آشکار نیستند و این البته شاید به دلیل نمایل اثر به خاطره شدن باشد .  درشخصیت پردازی ، نویسنده جای کار بیشتر از این داشت ، چرا که با خوانده همه داستانهای کوتاه مجموعه ، همچنان خواننده با راوی احساس یگانگی نمی کند و به شناخت چندان  عمیقی دست نمی یابد .
سعیده سادات هاشمی درباره نثر اثر یادآور شد :  نثر و نیز گفتگو نویسی در داستان از روانی بسیاری برخوردارند .چنان که شاید یکی از نکات مثبت اثر با ایجاد کشش خواننده رابه ادامه کتاب تشویق می کند، همین نثر و گفتگوهای روان ، ساده و صمیمی داستان است .
علی اصغر احمدی مقدم منتقد بعدی درباره فضا سازی این اثر گفت : فضاسازی در تاکسی نوشت ها نقش اصلی را بازی می کند و نویسنده با لمس واقعی فضا و لحظه  های غربت به خوبی توانسته است از عهده این فضا سازی بر آید .
چنانکه مشاهده می کنیم وقتی راوی داستانهای  خود را در برلین نقل می کند  ، فضا به شدت پر غربت ، سرد و آغشته به حس تنهایی نویسنده است و همین فضا سازی در ایران با وجود تفاوت هایی که راوی در استفاده از تکنولوژی می بیند ، محرک آمیز و پر از عطر آشنایی است .
منتقد دیگر ، محبوبه معراجی پور ، ضمن تاکید کلی نظرات جمع ، در مورد شخصیت پردازی ناموفق در این اثر گفت : به نظر می رسد نارسایی در پرداخت شخصیت به تشخیص نویسنده به حس غربت و فضا سازی خاص اثر باز می گردد . چرا که در دنیای غرب ، اغلب آدم ها همچون رهگذرانی از کنار یکدیگر می گذرند و با آنکه حتی ممکن است ساعاتی از شبانه روز را در کنار هم بگذرانند ، باز هم غریبه هایی هستند که تمایلی به درک شخصیت یکدیگر ندارند .
وی تاکسی نوشت ها را یک اثر قوی در زمره آثار ادبیات مهاجرت خواند و برای نویسنده اش آرزوی توفیق کرد .