? مرز آبی |  درباره‌ی تاکسی‌نوشت

حسین جاوید 

عصر امروز رفته بودم جلوی دانشگاه پی چند کتاب؛ دیدم “تاکسی‌نوشت‌ها”ی ناصر غیاثی، نویسنده‌ی ایرانی مقیم آلمان هم بالاخره چاپ شده و بلافاصله کتاب را خریدم؛ در راه که داشتم کتاب‌ها را تورق می‌کردم، یک‌دفعه جمله‌ی نوشته شده در پشت‌جلد کتاب توجهم را جلب کرد:
“کار ناصر غیاثی بدیع و به‌نوعی در ادبیات‌داستانی کم‌نظیر است”
و زیر آن نوشته شده بود: سایت نقد ادبی دیوار شیشه‌ای!
می‌دانید که دیوار شیشه‌ای، شناسه‌ی وبلاگ کتابلاگ در پرشین‌بلاگ بود و انتشارات کاروان آن جمله را از یادداشتی که من خردادماه سال گذشته درباره‌ی “رقص بر بام اضطراب” کتاب اول ناصر غیاثی نوشته بودم، برداشته و پشت جلد کتاب چاپ کرده و اسم وبلاگم را هم به اشتباه دیوار شیشه‌ای (یعنی شناسه‌ی آدرسم در پرشین‌بلاگ) نوشته!
در همین گیر و دار یک‌هو حس کردم جمله‌ی ‌بالای جمله‌‌ی قبلی هم به نظرم کمی آشنا می‌آید! آن جمله این بود:
“ناصر غیاثی علاوه بر آن‌که از اصول حرفه‌ای داستان‌نویسی پیروی می‌کند، آثارش راحت‌خوان است و درک و لذت‌بردن از آن چندان دشوار نیست.”
و زیر این جمله نوشته شده بود: روزنامه‌ی شرق، ۱۰/ ۳/ ۱۳۸۳
متوجه شدم که این آشنایی بی‌دلیل نیست و این جمله هم از جملات من در همان نقد است و نویسنده‌ی آن خودم هستم! و البته به این دلیل منبع آن روزنامه‌ی شرق ذکر شده، که شرق خرداد ماه سال هشتاد و سه، قسمتی از یادداشت من درباره‌ی “رقص بر بام اضطراب” را منتشر کرده بود، و انتشارات کاروان هم آن را به نقل از شرق ذکر کرده است!
به هر حال چاپ “تاکسی‌نوشت‌ها” را به ناصر غیاثی عزیز و دوست‌داشتنی تبریک می‌‌گویم و درباره‌ی خود کتاب هم به‌زودی خواهم نوشت.
“تاکسی‌نوشت‌ها” را نشر کاروان در صد صفحه و به قیمت هزار و چهار صد تومان منتشر کرده است.